سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
بچه آدم

امروز کنفرانس داشتم...

وقتی داشتم درباره ی "آرامش و انسان شناسی" صحبت می کردم زبونم گرفت و یه جا به جای شامپانزه گفتم شامپایـــنزه!

کل کلاس یه هو رفت رو هوا!!! هِر هِر هِر... درد بی درمون! حالا یه سوتی دادمااااااا!! (فقر فرهنگی هست دیگه!  )

بعد از کنفرانس استاد گرانقدر فرمودند تحقیقت ناقص بود! برو هفته ی دیگه کاملش کن پسرک!!!

اون موقع بود که کارد میزدی خونم در نمی یومد!

دِ آخه می فهمی پنج ساعت وقت گذاشتن و آماده سخنرانی یعنی چی؟


بعد از من یه یارویی اومد درباره ی "نقد نظریه ی هیوم از دیدگاه علامه طباطبایی (ره)" کنفرانس داد.

پسره رفته بود از توی یه سایتی چهار تا حرف قلمبه سلمبه رو پرینت گرفته بود و سر کلاس هم از روش می خوند.

نه خودش فهمید چی گفت نه ما! و صد البته استاد هم ایضا !!

وقتی پسره داشت می نشست استاد گفت: بَه بَه! چه متن پر عمق و خَفنی! دَمِ شما گرم! (البته نه با این صمیمیت!)

الان هم تصمیم کبری گرفتم چهار چرخ ماشین اُســــتاد را به فیض پنچری برسانم تا درس عبرتی باشد برای آیندگان!


نوشته شده در  دوشنبه 5/10/90ساعت  8:43 عصر  توسط بچه آدم 
  نظرات دیگران()

باز هم برای بار چند هزارم تصمیم می گیری و بعد از آن برای بار چند هزارم بهـ علاوه یک آن را می شکنی!

راهـ را از بی راهـ می شناسی ولی باز بهـ بی راهـ میروی!

می خواهی، ولی نمی شود!

وقتی بریده از همهـ چیز گوشه ای می نشینی و بر سر دلِ خسته ات داد میزنی که چــــــراااااااا؟؟؟

آن وقت... الــــــــتماس دعــــــــا.

پ.ن 1: بعضی ها می گویند چون واقعا خوب نمی خواهی این جوری می شود. من نمی دانم!!

پ.ن 2: سال 90 یک سال بسیار عجیب و غریب بود برای من.

چه آغاز آن که اردوی جهادی بود و چه تابستان آن که 50 روزی مشهد بودم و چه دو سفر به شهر مقدس قم.

ظاهرا قرار است امسال رویایی تمام شود! شاید با مکه منوره و مدینه مکرمه!!! اگر خدا بخواهد...

این همه لطف، این همه نعمت و این همه عقب گردهای من! آیا این نشانِ خوبیست؟


نوشته شده در  سه شنبه 22/9/90ساعت  9:56 صبح  توسط بچه آدم 
  نظرات دیگران()

دانشگاه من به علت بزرگ بودن سه قسمت شده. علوم، فنی و مهندسی و تربیت بدنی.
ساختمان دانشکده ی فنی و مهندسی که در اون مشغول به تحصیل هستم متعلق به زمان قبل از انقلابه.

ساختمان های دانشگاه به سبک بسیار عجیب و غریب و کاملا بومی و متناسب با معماری شهر و آب و هوای منطقه هست.
وقتی به ساختمان ها نگاه می کنی روحت آروم میشه...

بین ما مشهوره که ساختمان رو مثل کندو عسل ساختن! کلاسها هشت ضلعی هستند و طوری طراحی شدن  که وقتی استاد حرف میزنه به بهترین شکل صدا منعکس بشه.
نورگیر های سقف کلاس ها کمترین مقدار نور فضای بیرون رو به صورت کاملا متقارن در کلاس پخش میکنن! شاید به خاطر عدسی ها به کار برده در سقف کلاس باشه.

این عکس سالن کلاس ها هست... نورگیر های سقف کلاس ها معلومه.



این همه آسمون ریسمون بافتم تا برسم به اینجا.
قدمت دانشگاهای علوم خیلی زیاد نیست اما...

معماری بی روح ساختمونا با تزیین سیمان و پیچ در پیچ بودن اونا اعصاب آدم رو خورد می کنه.

سوال من اینه که چرا مسئولین به معماری بومی و اسلامی توجه ندارن؟ معماری که بلا شک تاثیر مستقیم در روح و روان انسان داره.



غربی ها خیلی بهتر از ما تاثیر معماری رو می دونن. معماری که تجلی فلسفه است.
فلسفه اسلامی یا غربی... اصالت انسان یا خدا... همه و همه در معماری متجلی می شود.

در ادامه دو تا عکس از دانشگاه های غربی میذارم. اولیش دانشگاه صهیونیسی yale هست و دومیش دانشگاه بریتانیایی oxford .


دانشگاه yale


دانشگاه oxford


نوشته شده در  سه شنبه 3/8/90ساعت  7:59 عصر  توسط بچه آدم 
  نظرات دیگران()

هی میگه پول دوست نباشید، فقط محبت اولیا خدا و خدا رو در دل داشته باشید...

آخه برادر من! من هم به خاطر همین دنبال پولم!!

نه اینکه من عاشق امام خمینی(ره) هستم...

به خاطر همین از اون کاغذای خوشگلی که عکس امام روش چاپ شده هااااااا ...

از اونایی که یه مشت عدد هم روشه ...

خیلی دوستشون دارم!!!

چی فکر کردی داداش!!! همه ی عشقای من الهی هست!!!


نوشته شده در  چهارشنبه 27/7/90ساعت  7:18 عصر  توسط بچه آدم 
  نظرات دیگران()


داشتم وب گردی می کردم که مسئول سایت دانشگاهمون که یه پیرزن نقلی و بامزه هست و خیلی هم پر تحرکه اومد وسط سایت و گفت:

آقایون محترم! اگه کار ضروری با کامپیوترها ندارید لطفا سایت رو ترک کنید!

همین طور که می دونید این ها بیت المال هستن و شما در برابر این ها مسئولید...

پ.ن: کاش همه مثل این پیر زن فکر می کردند...

پ.ن 2: پس من چه جوری وب گردی کنم؟؟؟


نوشته شده در  چهارشنبه 20/7/90ساعت  2:35 عصر  توسط بچه آدم 
  نظرات دیگران()

قدیما هر کی عالــــــم بود با تقـــــواترین بود.

فرقی نداشت چه علمی. نجوم، ریاضی، فقه و اصول، پزشکی و ...

با خداترین ها، دانشمند ها بودند. اما حالا چی؟

اما حالا هر چی بیشتر می خونی با خــــدا و پیغمبر و ماورا بیشتر بیگانه می شی.

اغلب باسواد ترها همه چیز را به آدم نشان می دهند جز خــــــدا را.

خاصیت علمی که مبنای فلسفه آن "عدم وجود خــــدا" است، همین است دیگر.

پ.ن: غریب خـــــدا...


نوشته شده در  چهارشنبه 6/7/90ساعت  8:50 صبح  توسط بچه آدم 
  نظرات دیگران()

اصلا از این سیستم پیچیده سر در نمی یارم!

گفتن یه طرح چهار روزه هست، می ریم قم. هستی؟ گفتم یا علی، بریم!

بعد از قم راهی مشهد امام رضا(ع) شدم. اون هم 25 روز.

آخرای سفر بود که یکی از بچه ها زنگ زد و گفت اسمت برای طرح ضیافت در اومده.

15 روز هم طرح ضیافت مشهد بودم، یعنی یه چله مجاور آقا بودم.

بعد از این مارکوپولو بازی ها اومدم پابوس شاه چراغ تا سلام خواهر و برادر گرامیشون رو برسونم.

دیروز نشسته بودم که یهووووو... نه! ببخشید!  اشتباه شد!!
دیروز وایساده بودم که یهووووو یکی از رفقا زنگ زد و گفت بند و بساطت رو جمع کن داریم یه هفته میریم قم پابوس خانم معصومه(س).

ماجرا از این قرار بود که رفقا بدون اطلاع من، اسم منو برای یه طرح دیگه رد کرده بودن، از قضا اسم منم در اومده بود.

الان راهی هستم اما خیلی گیجم. چوون واقعا این سیستم رو درک نمی کنم!

پ.ن: آقایی می گفت خیلی وقتا روزی های معنوی که زیاد میشه خدا داره با آدم اتمام حجت می کنه.

یعنی بنده ی من! حرمت رو هم رفتی؟ صفا کردی؟ نماز شبت رو هم خوندی؟ حالا دیگه برای انجام ندادن وظیفت چه بهونه ای داری؟

پ.ن: می ترسم...


نوشته شده در  دوشنبه 21/6/90ساعت  2:32 عصر  توسط بچه آدم 
  نظرات دیگران()


تپش قلبــ باباها الان وصل شدهـ بهـ بازار جـــــــهانی!

هی قیمت سکهـ بالا میرهـ و مهریه ی مامانا سر بهـ فلک میکشهـ !!


پ.ن: خوش به حال خودمـون کهـ از هر دو جهان آزادیمــ !!!


نوشته شده در  یکشنبه 20/6/90ساعت  11:42 عصر  توسط بچه آدم 
  نظرات دیگران()


عجیب بوی زندگی می دهد...  قبر شــ ــهــ ــیــ ــد

عکس قبر شهید گمنام


نوشته شده در  شنبه 19/6/90ساعت  2:42 عصر  توسط بچه آدم 
  نظرات دیگران()


"دشمنان، «ولایت مطلقه» را به معناى «استبداد» گرفته‌اند؛
یعنى میل فقیه عادل به صورت دلبخواه.

این معنا در دلِ خودش یک تناقض دارد: اگر عادل است، نمیتواند مستبد باشد؛ اگر مستبد است و بر اساس دلخواه عمل میکند، پس عادل نیست.

دشمنان، این را ملتفت نمیشوند و این معنا را نمیفهمند.

این نیست مسئله‌ى «ولایت مطلقه» که فقیه هر کار دلش خواست، بکند؛ یک وقت یک چیزى به نظرش رسید که باید این کار انجام بگیرد، فوراً انجام دهد؛ قضیه این نیست.

قضیه این است که یک حالت انعطافى در دست کلیددار اصلى نظام وجود دارد که میتواند در آنجائى که لازم است، مسیر را تصحیح و اصلاح کند، بنا را ترمیم کند."

سخنرانی امروز امام خامنه ای - برای خواندن متن این سخنرانی  اینجا را کلیک کنید


نوشته شده در  پنج شنبه 17/6/90ساعت  9:27 عصر  توسط بچه آدم 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های بچه آدم
تصمیم کبری
چه کنم با دلِ خسته؟
معماری دانشگاه ما
من عاشقتم پول جون
بیتُ المالِ زبون بسته
مرگ بر علم بی تقوا
سیستم عجیب خداجون
قیمت سکه و قلب باباها
بوی زندگی
ولایت مطلقه فقیه یعنی استبداد!!؟؟
[عناوین آرشیوشده]